چرا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟
كي مي دونه ؟؟؟؟جواب بده اما نه از جايزه خبري هست و نه از قرعه كشي اخر ماه
فقط يه ارزو مرگ؟
چرا پايان؟چرا هيچ وقت از اغاز شروع نمي كنم؟جواب؟
طلوع 1370/2/5 غروب..........نا معلوم چرا؟؟؟؟؟؟؟
تا حالا فكر كردين كه رو سنگ قبرتون چي مي نويسن؟؟؟؟؟؟؟؟
نه !1!!!!مي دونين چرا؟؟؟؟؟؟؟چون هيچ وقت بهش فكر نمي كنين و ازش فرار مي كنين شما يه مشت ترسويين كه خودتتون و به نديدن ميزنيد...........
همتون صدتا متن انتخاب كردين تا براي كارت عروسي تون چاپ بشه حتي اگه خيلي زود باشه اما به متن ستگ قبر فكر نمي كنيد
هميشه كاغذ ليست خريدتون يادتون كه بايد پرش كنيد اما به وصيت نامه فكر كردين؟
وقتي يه خونه جديد مي خرين تموم فكر و ذكرتون انتخاب بهترين اتاق كه هم نورش خوب باشه هم بزرگ باشه هم ..........براي يه خوابيدن 8 ساعته 10 تا لباس خواب هاي رنگ و ورانگ داريد اما به اتاق خواب ابديت فكر كردين؟؟؟؟؟؟؟
تا حالا فكر كردي كدوم منطقه خاكش بهتره؟؟؟؟؟؟؟
فكر كردي كه كجادوست داري تنت و به خاك بسپارن؟؟؟؟؟؟
به لباست چي؟؟؟؟؟؟اصلا تا حالا كفن سپيدي كه يه روز تنت مي كنن و ديدي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه...........نه...............نه...............!!!!!!!!
چون به مرگ فكر نمي كني
چون مي گي تا زنده هست به زندگي بايد فكر كرد پس كي به فكر مرگ باشيم؟
نكنه به اين باوري كه اجل مهلت ميده استخاره كني كه بري يا نري؟؟؟؟؟؟؟
يا بهت اجازه ي انتخاب كردن مي ده....... موندن يا رفتن؟
از كجا مي دوني كه صبحي در پيش داري كه به مرگ فكر كني كه فكر كردن به اونو به تاخير مي اندازي؟
ولادت......................مرگ
زندگي.....................مرگ
خوشي.....................مرگ
ثروت......................مرگ
بد بختي.................مرگ
همه چيزمون به مرگ و ابديت ختم مي شه اون وقت اصلا يادش نيستيم
بنام ايزد عشق
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد در بهاري روشن از امواج نور
يا در زمستاني غبار آلود و دور
درد هايم را برايت گفته ام بشنو اكنون اين سكوت تلخ را..............